سبک‌ شناسی بازی‌ های ویدیویی – ماجراجویی
adventure
سبک‌ شناسی بازی‌ های ویدیویی – ماجراجویی

سبک‌ شناسی بازی‌ های ویدیویی – ماجراجویی

سبک‌ شناسی بازی‌ های ویدیویی – ماجراجویی

ماجراجویی (Adventure) سبکی است که در آن بازیکن‌ها هدایت شخصیت اصلی را در یک داستان تعاملی بر عهده می‌گیرند و باید با جستجو و حل معماهای متعدد، کار را پیش ببرند. تمرکز بازی‌ های ماجراجویی بر روی روایت قصه، باعث نزدیکی این ژانر با سایر رسانه‌های داستان‌محور مانند فیلم‌ها و کتاب‌ها شده است. تقریبا تمام بازی‌های ماجراجویی به صورت تک‌نفره دنبال می‌شوند، چون تاکید روی داستان و شخصیت‌پردازی، طراحی بازی چندنفره را بسیار مشکل می‌کند. در غرب، از اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ تا اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰ سبک ماجراجویی در اوج قرار داشت اما در سال‌های اخیر با افت نسبی مواجه شده است؛ این در حالی است که در ژاپن گونه‌ای از این ژانر به نام رمانِ تصویری، هنوز هم پرطرفدار است و حدود ۷۰ درصد بازی‌های منتشر شده برای رایانه‌های شخصی در این کشور را شامل می‌شود. نام سبک ماجراجویی برگرفته از بازی Colossal Cave Adventure است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد و به آن ADVENT یا Adventure هم گفته می‌شود. داستان‌پردازی قوی، جستجو و حل معما سه ویژگی اصلی و اساسی در بازی‌های این سبک هستند. مبارزات و چالش‌های ژانر اکشن در بازی‌های ماجراجویی به ندرت دیده می‌شوند؛ با این حال بعضی از بازی‌ها با ترکیب این دو سبک، گونه‌ی دیگری به نام اکشن-ماجراجویی را پدید آورده‌اند که در در قسمت بعدی به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.

سبک‌ شناسی بازی‌ های ویدیویی - ماجراجویی

ویژگی‌های اصلی سبک ماجراجویی

داستان، شخصیت‌ها و درخت مکالمه

بازی‌های ماجراجویی یک تجربه‌ی فردی و تک‌نفره را ارائه می‌دهند که بیش از هر چیز روی پیشبرد داستان تمرکز دارد. این ویژگی در این ژانر نسبت به هر ژانر دیگری پررنگ‌تر است. این بازی‌ها معمولا در یک دنیای جالب و شگفت‌انگیز اتفاق می‌افتند و به منظور ایجاد تنوع و جذابیت برای بازیکن، هر فصل یا مرحله‌ی آنها دارای حال‌و‌هوایی متفاوت است. کمدی یکی از مضامین رایج در بازی‌های این سبک است که در تمام بخش‌ها، از داستان و شخصیت‌پردازی گرفته تا طراحی پازل‌ها می‌توان ردپایش را مشاهده کرد. از آنجا که روند بازی‌های ماجراجویی وابستگی زیادی به داستان دارد، شخصیت‌پردازی در این بازی‌ها از طریق مکالمه‌ها صورت می‌گیرد و برخلاف بازی‌های اکشن که قدرت‌های جدیدِ شخصیت اصلی روی گیم‌پلی تاثیر می‌گذارند، رشد و ارتقای شخصیت در ماجراجویی‌ها بیشتر جنبه‌ی احساسی دارد. روند بازی‌های این سبک به گونه‌ای است که بازیکن‌ها با هدایت یک قهرمان باید به کشف راز‌های مرتبط با او بپردازند. بازی‌های ماجراجویی علاوه بر داستان قوی دارای دیالوگ‌های پرمحتوایی نیز هستند. این دیالوگ‌ها از طریق سیستمی به نام «درختِ مکالمه» بین شخصیت‌های بازی رد و بدل می‌شوند. بازیکن‌ها باید با انتخاب یکی از دیالوگ‌های موجود در منوی مکالمه، با شخصیت مقابل ارتباط برقرار کنند و سپس پاسخ او را بشنوند. بازیکن به وسیله‌ی این مکالمه‌ها می‌تواند اطلاعات زیادی درباره‌ی نحوه‌ی حل کردن پازل‌ها و بخش‌های پنهان داستان بازی به دست آورد.

جمع‌آوری و استفاده از آیتم‌ها

صفحه‌ی مدیریت کوله‌پشتی بخشی است که در اکثر بازی‌های ماجراجویی وجود دارد. برخلاف سبک نقش‌آفرینی، تعداد آیتم‌هایی که بازیکن‌ها می‌توانند در بازی‌های ماجراجویی جمع‌آوری کنند محدود است، اما از آنجا که هر آیتم ممکن است کلید حل یک معما باشد، پیدا کردن و برداشتن همه‌ی آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل بازیکنان در بازی‌های این سبک محیط‌ها را با وسواس زیاد بررسی می‌کنند تا هیچ آیتم و وسیله‌ی باارزشی را از قلم نیندازند. این کار در بازی‌های اشاره و کلیک کاملا مرسوم است؛ البته گاهی آیتم‌ها به طریقی برجسته می‌شوند و یا نشانگر موس با عبور از روی آنها تغییر رنگ می‌دهد تا بازیکن بتواند راحت‌تر آنها را پیدا کند.

بسیاری از معماها در بازی‌های ماجراجویی با استفاده از آیتم‌های داخل کوله‌پشتی حل می‌شوند. بازیکن‌ها باید از کاربرد هر یک از این آیتم‌ها در دنیای واقعی آگاهی داشته باشند و در بعضی مواقع نیز آنها را به صورت غیرمعمول مورد استفاده قرار دهند. طراحی معماها در بازی‌های ماجراجویی به گونه‌ای است که به ندرت در آنها شاهد محدودیت زمانی هستیم؛ یعنی فکر کردن در این بازی‌ها بیش از انجام عکس‌العمل‌های سریع اهمیت دارد.

حل معما

بازی‌های ماجراجویی دارای پازل‌های زیاد و متنوعی هستند که مواردی مثل رمزگشایی از پیام‌ها، پیدا کردن و بکار بردن آیتم‌ها، باز کردن در‌های قفل‌شده و یافتن مکان‌های جدید را شامل می‌شوند. با حل هر یک از معماها، معمولا دسترسی به بخش تازه‌ای از نقشه‌ی بازی امکان‌پذیر شده و قسمتی از داستان آن روایت می‌شود. استفاده از پازل‌هایی که به وسیله‌ی دستگاه‌های مکانیکی با ظاهری عجیب و گیج‌کننده طراحی شده‌اند، یکی از راه‌هایی است که از طریق آن سازندگان بازی‌های ماجراجویی، هوش و قدرت استدلال بازیکن‌ها را به چالش می‌کشند. به طور کلی طراحی معماها در بازی‌های این سبک امری بسیار حساس و دشوار است. بعضی از بازی‌های ماجراجویی به دلیل مبهم بودن راه‌حل معماهایشان مورد انتقاد قرار می‌گیرند. مثلا در بازی معروف The Longest Journey معمایی وجود دارد که در آن باید برای بدست آوردن یک آیتم، وسایل بی‌ربطی مانند بندِ  درخت، گیره و یک اُردک پلاستیکی را با یکدیگر ترکیب کنیم. چنین راه‌حل‌های دور از ذهنی بیش از آنکه برای بازیکن جذابیت داشته باشند، مثل یک مانع برای پیشروی در بازی عمل می‌کنند و حتی گاهی به روند داستان آسیب می‌رسانند. همچنین بعضی دیگر از معماها هستند که حدس زدن کورکورانه و بی‌قاعده، تنها راه برای حل کردن آنها است؛ برای نمونه پازل‌هایی که بازیکن را مجبور می‌کنند روی تمام پیکسل‌های صفحه به منظور یافتن یک آیتم مخفی کلیک کند جزء همین دسته هستند. به طور کلی طراحی معماهای جذاب و تازه یکی از اصول اولیه و مهم در ساخت بازی‌های ماجراجویی است که متاسفانه بعضا از سوی سازندگان این بازی‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

اهداف، موفقیت و شکست

هدف اصلی در بازی‌های ماجراجویی به پایان رساندن ماموریت‌ها است. بازی‌های قدیمی‌تر این سبک از سیستم امتیازی و رتبه‌بندی بازیکن‌ها نیز استفاده می‌کردند. به این ترتیب هرچه امتیاز یک بازیکن بالاتر می‌رفت ماموریت‌های جدیدی به وی محوّل می‌شد. البته امروزه از سیستم امتیازی در بازی‌های ماجراجویی استفاده نمی‌شود، اما مکانیزم‌های پاداش مثل اچیومنت‌های ایکس‌باکس یا تروفی‌های پلی‌استیشن در واقع جانشین همین سیستم شده‌اند. باختن یا شکست در اکثر بازی‌های ماجراجوی، مانند بسیاری از عناوین اکشن‌محور، با مرگ شخصیت اصلی اتفاق می‌افتد. تعدادی از بازی‌های قدیمی این سبک نیز به جای کشتن شخصیت اصلی، بازیکن را در وضعیتی غیرقابل بردن قرار می‌دادند.

زیرسبک‌های ژانر ماجراجویی

ماجراجویی متنی

ماجراجویی متنی (Text Adventure) که به آن داستان تعاملی هم گفته می‌شود، سبکی است که در آن قصه‌ی بازی از طریق متن‌ها روایت می‌گردد؛ به این شکل که بازیکن‌ها با تایپ کردن یک دستور می‌توانند روند داستان را انتخاب کنند و آن را پیش ببرند. ماجراجویی‌های متنی اولیه از یک تجزیه‌کننده فعل و اسم برای تشخیص دستورات بازیکن استفاده می‌کردند. این بازی‌ها توانایی فهم دستورات ساده‌ای مانند «در را باز کن» یا «به جلو حرکت کن» را داشتند. بازی‌های امروزی‌تر می‌توانند جملات پیچیده‌ای مثل «کلید روی میز را بردار، در را باز کن و وارد شو» را نیز تشخیص بدهند. ماجراجویی‌های متنی ممکن است علاوه بر متن دارای گرافیک نیز باشند، اما باید دقت شود که در این موارد راه اصلی تعامل با بازی همان متن است، در غیر این صورت نمی‌توان بازی را در این سبک طبقه‌بندی کرد.

اولین و معروف‌ترین بازی این ژانر Adventure (یا ADVENT) است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد. این بازی روی پلتفرم‌های مختلف توانست به موفقیت‌های زیادی دست یابد. پس از آن در سال ۱۹۷۸ بازی Adventureland منتشر شد و علاوه بر اینکه توجه بازیکن‌ها را جلب کرد، توانست در زمینه فروش نیز موفق ظاهر شود. در همین دوران کمپانی اینفوکام (Infocom) که در زمینه‌ی ساخت ماجراجویی‌های متنی شهرت فراوانی دارد، اولین بازی‌اش در این سبک را با نام Zork منتشر کرد. اینفوکام پس از عرضه تعدادی از محبوب‌ترین مجموعه‌ها در سبک داستان تعاملی، سرانجام در سال ۱۹۸۶ توسط شرکت اکتیویژن خریداری شد. در دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی به دلیل کاهش محبوبیت ماجراجویی‌های متنی، این بازی‌ها با افت تجاری محسوسی مواجه شدند و به همین دلیل تا به امروز ناشران و بازی‌سازها تمایل چندانی به ساخت بازی در این ژانر نشان نمی‌دهند. البته در سال‌های اخیر (۲۰۱۴) بازی زیبای ۸۰ Days در همین سبک منتشر شده و توانسته است روی پلتفرم‌های موبایلی و رایانه‌های شخصی به موفقیتی اعجاب‌انگیز دست پیدا کند.

ماجراجویی گرافیکی

ماجراجویی گرافیکی (Graphic Adventure) سبکی است که در آن از گرافیک و ویژگی‌های بصری برای نشان دادن محیط‌های بازی بهره گرفته می‌شود. بازی‌های اشاره و کلیک یکی از گونه‌های رایج در سبک ماجراجویی گرافیکی هستند که در آنها از موس برای تعامل با محیط و حل پازل‌ها استفاده می‌شود. ماجراجویی‌های گرافیکی در نحوه‌ی نمایش دادن شخصیت اصلی تفاوت‌هایی دارند؛ مثلا بسیاری از بازی‌های این ژانر دارای نمای دید اول‌شخص یا سوم‌شخص هستند و دوربین بازی حرکات شخصیت اصلی را دنبال می‌کند؛ دسته‌ای دیگر از این بازی‌ها نیز دوربین ثابت دارند تا یک صحنه را از نمایی که مناسب‌تر است به تصویر بکشند. سبک ماجراجویی گرافیکی به وسیله‌ی کمپانی آنلاین سیستمز (On-Line System)  به بازیکن‌های سراسر دنیا معرفی شد. این شرکت که بعدها به سیرا اینترتینمنت (Sierra Entertainment) تغییر نام داد، در سال ۱۹۸۰ بازی Mystery House ، اولین ماجراجویی گرافیکی و همچنین  Wizard and the Princess، اولین ماجراجویی رنگی را منتشر کرد. بازیسازان خوش‌فکر این شرکت با انتشار بازی  King’s Quest در سال ۱۹۸۴ اعتبارشان در دنیای بازی‌های ویدئویی را افزایش دادند. پس از آن نوبت به بازی‌های اشاره و کلیک رسید تا بازار را تصاحب کنند. این اتفاق با عرضه‌ی رایانه‌ی مکینتاش اپل در سال ۱۹۸۴ هم‌زمان شد. رابط کاربری مکینتاش که با موس هدایت می‌شد، زمینه را برای انتشار موجی از عناوین اشاره و کلیک مهیا کرد که این روند با عرضه‌ی بازی Enchanted Scepters آغاز شد.

در سال ۱۹۸۷ شرکت لوکاس آرتس با انتشار بازی Maniac Mansion پا به عرصه‌ی بازی‌های ماجراجویی و اشاره و کلیک گذاشت. این شرکت همچنین در سال ۱۹۹۰ اولین شماره از مجموعه‌ی پرطرفدار Monkey Island را به انتشار رساند. لوکاس آرتس در سال ۱۹۹۳ دنباله‌ی بازی Maniac Mansion را با نام Day of the Tentacle عرضه کرد. موفقیت این بازی اعتبار زیادی را برای تیم شفر، بازیساز افسانه‌ای لوکاس‌ آرتس به همراه آورد. او در سال ۱۹۹۵ نیز شاهکار دیگری به نام Full Throttle را به طرفدارن سبک ماجراجویی گرافیکی هدیه کرد. از دیگر بازی‌های مهم این ژانر که در آن دوره منتشر شدند می‌توان به Policenauts ساخته‌ی هیدئو کوجیما اشاره کرد که در سال ۱۹۹۴ عرضه شد. در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی شکل جدیدی از ماجراجویی‌های گرافیکی منتشر شدند که شبیه بازی‌های اشاره‌ و کلیک بودند اما دوربین اول‌شخص را ارائه می‌کردند. یکی از معروف‌ترین بازی‌های این سبک به نام The 7th Guest در سال ۱۹۹۳ به انتشار رسید و به قدری فراگیر شد که بیل گیتس، موسس مایکروسافت از آن به عنوان «یک استاندارد جدید در سرگرمی‌های تعاملی» یاد کرد. چند ماه بعد از The 7th Guest، بازی خاطره‌انگیز Myst منتشر شد و ضمن اینکه اکثر منتقدین بازی‌های ویدئویی را به تحسین واداشت، به فروش بالایی روی رایانه‌های شخصی دست یافت. در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ از محبوبیت ژانر ماجراجویی گرافیکی تا حدی کاسته شد، به طوری که لوکاس آرتس حتی از میزان فروش شاهکاری چون Grim Fandango (سال ۱۹۹۸) نیز اعلام نارضایتی کرد. با این حال در سال‌های اخیر نمونه‌های موفقی هم در این ژانر دیده شده‌اند که از میان آنها می‌توان به Machinarium و The Walking Dead و Broken Age اشاره کرد.

رمان تصویری

رمان تصویری (Visual Novel) نوعی بازی ماجراجویی است که گرافیک ثابت دارد و معمولا در طراحی آن از انیمه‌ها الگوبرداری می‌شود. این بازی‌ها که تا حدودی شبیه رمان‌های چندرسانه‌ای هستند، در کشور ژاپن بیش از هر جای دیگری طرفدار دارند، به طوری که حدود ۷۰ درصد بازی‌های این کشور روی پلتفرم رایانه‌های شخصی را تشکیل می‌دهند. رمان‌های تصویری در واقع نوعی داستان تعاملی هستند. رمان‌های تصویری گیم‌پلی کاملا ساده‌ای دارند. پیشروی در این بازی‌ها تنها با کلیک کردن اتفاق می‌افتد و حتی خبری از حل معما در آنها نیست. اکثر بازی‌های این سبک دارای چند خط داستانی هستند که هر کدام منجر به یک پایان متفاوت می‌شود. این داستان چندشاخه با توجه به انتخاب‌های بازیکن در طول بازی شکل می‌گیرد. از معروف‌ترین بازی‌های این ژانر می‌توان به Machi و Nine Hours, Nine Persons, Nine Doors و Fate/stay night و همچنین مجموعه‌ی Ace Attorney اشاره کرد.

فیلم تعاملی

فیلم تعاملی (Interactive Movie) نوعی بازی ماجراجویی است که شباهت زیادی به فیلم‌های سینمایی دارد و در آن شاهد صحنه‌های واقعی یا انیمشن‌هایی هستیم که از قبل فیلمبرداری و ساخته شده‌اند. در سال‌های اخیر نیز فیلم تعاملی به بازی‌هایی گفته می‌شود که بیش از گیم‌پلی روی داستان و نمایش تمرکز کرده‌اند. این ژانر در واقع با ورود دیسک‌های لیزری به بازار متولد شد. این دیسک‌ها برخلاف نوارهای‌ ویدئویی که یک فیلم را به صورت پیوسته از ابتدا تا انتها نمایش می‌دادند، این قابلیت را در اختیار مخاطب می‌گذاشتند تا بتواند به شکل تصادفی و یا انتخابی، قسمت‌های مختلف ویدئو را تماشا کند. به این ترتیب در یک فیلم تعاملی، بازیکن می‌تواند خط داستانی اصلی را که در قالب صحنه‌های واقعی و یا انیمیشن روایت می‌شود دنبال کند، و هر جا که لازم است با انتخاب بخش دیگری از ویدئو، روند ماجرا را تغییر دهد. به دلیل محدودیت فضای موجود روی دیسک‌های لیزری، امکان اینکه بازی‌سازها بتوانند صحنه‌های فرعی زیادی را روی یک دیسک قرار دهند وجود ندارد؛ بنابراین بازیکنان انتخاب‌های زیادی ندارند و این موضوع باعث می‌شود که ارزش تکرار بازی‌های این سبک کاهش پیدا کند.

سبک‌ شناسی بازی‌ های ویدیویی - ماجراجویی

 

اولین فیلم تعاملی در سال ۱۹۶۷ و با نام Kinoautomat ساخته شد و در نمایشگاهی در کشور کانادا به نمایش درآمد. در آن زمان هنوز تکنولوژی دیسک‌های لیزری اختراع نشده بود، به همین دلیل در هنگام پخش بعضی از سکانس‌های فیلم، یک مجری به روی صحنه می‌آمد و از تماشاگران می‌خواست تا از بین دو سکانس متفاوت یکی را انتخاب کنند تا در ادامه به نمایش گذاشته شود. اما یکی از معروف‌ترین بازی‌های ابتدایی این ژانر Dragon’s Lair بود که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد و نزد امریکایی‌ها به محبوبیت زیادی دست یافت. این بازی را می‌توان به همراه Space Ace (سال ۱۹۸۴) به عنوان تاثیرگذارترین بازی‌های این سبک معرفی کرد. از میان بازی‌های امروزی‌تر در سبک فیلم تعاملی می‌توانیم Fahrenheit و Heavy Rain و The Walking Dead و Beyond: Two Souls را نام ببریم.

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.

0

بالا

X